خلاقیت در عکاسی
در دهکده جهانی مک لوهان،هنر یکی از تاثیر گذارترین عوامل ارتباطات به شمار میرود

عکاسی به عنوان شاخه ای از هنر در ایجاد تغیرات اساسی در روند تصمیم گیریهای سیاسی واقتصادی جوامع بشری نقش عمده ای ایفا کرده است.
با توجه به رسالت عکاسی در عصر ارتباطات و حفظ کردن اصالت خود به عنوان هنر،عکاس که خالق و صاحب اثر به شمار میرود،مسئولیتی سنگین در ماندگاری اثر خود به عهده دارد.
پس از گذشت سالها از به وجود آمدن کلاسیزم در هنروادبیات تا کنون که در عصر پست مدرن یا پسا مدرنیزم به سر میبریم،با اندکی تامل به این نتیجه میرسیم که تنها کسانی یا گروهی در طول این سالها دست به ساختار شکنی و نوگرایی زده اند که در فعالیت خودنه تنها از نظر اندیشه وفکر بلکه در اجرا هم پیشتاز بلا منازع واز سرامد ترین افراد زمان خود بوده اند.
به زبانی ساده تر به تصور نویسنده این مطلب، ساختارشکنی وخلاقیت در عکاسی مستلزم آگاهی داشتن به مبانی واصول ابتدایی در هنر عکاسی و داشتن ایده ای فراتر از زمان خود است،واین در کسب آگاهی از طریق تجربه در کنار یادگیری مبانی تئوری امکان پذیر است،وبا تقلید کورکورانه و پیروی از افرادی که در تفکرات تنهایی خودشان، منکر اثر خود هستند، اثری هنری خلق نمیشود.
حال اینگونه تصور میشود که خلاقیت در عکاسی صرفا ایجاد تصویری بدون مفهوم است متشکل از المانهایی که در عکاسی رایج به کار گرفته نمیشوند وعکاس سعی در خلق اثری میکند که شاخصه آن فقط متفاوت بودن،وحذف مبانی ومفاهیم است. تفاوتهایی که خود از مفهوم و چگونگی کاربرد آن بی خبر است.مانند اینکه فیلمسازی برای خلاقیت، تصویر سفیدی را ۱۲۰ دقیقه به نمایش بگذارد با این تصور ذهنی که گویای صلح در جهان باشد.
امروزه در جامعه عکاسی مفهومی وهنری ما، از خودگسیختگی،فرافکنی ونادانی، تفکری آوانگارد به شمار میرود و ساختارشکنی کودکانه و آری از مفهوم به اپیدمی ظاهرا روشنفکرانه ولی بسته ای تبدیل شده که خالقانش آنرا خلاقیت در عکاسی مینامند و متاسفانه این نوع نگاه اثرش را در عکاسی تبلیغاتی وصنعتی و گهگاه در عکاسی خبری به جای گذاشته است.
این مطلب ادامه دارد...
0 نظرات:
ارسال يک نظر